غرقه شدن در یگانگی

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید // ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۰ ثبت شده است

جای خودت را بشناس

 

 

جای خودت را در این هستی بشناس و کار خود را بکن نه کار دیگرای را.

این جهان یک کل یک پارچه است. ما معمولا کلمه کل را در برابر جزء قرار می دهیم و می گوئیم این اجزاء بر روی هم یک کل را تشکیل می دهند. بعد از مردن و پس از باز شدن چشم ما به روی حقایق برتر، درخواهیم یافت که این عالم کلی است که جزء ندارد بلکه با همه عظمت و با همه گونه گونی اش، یک پیکره یکپارچه است.

اما اکنون که ما هنوز به آن دید نرسیده ایم، لا اقل می توانیم با تعقل، پی ببریم که همه این اجزائی که پیرامون خود می بینیم و همه افراد انسان و سایر موجودات، به سوی مقصدی واحد رهسپارند و در این سیر فراگیر و کلی، هر کسی در جائی قرار دارد.

نکته اساسی و بسیار مهم این است که اگر تمنای جائی غیر از آنجائی که برای آن آفریده شده ای را بکنی، در واقع هیچ جا نخواهی بود. نه نقش خود را به درستی ایفا می کنی و نه آن نقشی را که برایت مطلوب است.

البته این سخن، نافی اختیار بشر نیست و همانی نیست که پیش از این پادشاهان برای توجیه ظلم خود می گفتند خداوند عده ای را سلطان و عده ای را رعیت آفریده است. بلکه به این معناست که هر کسی در این نظام یکپارچه، با استعدادها و توانائی هایی و نیز با ضعف ها و محدودیت هایی به دنیا می آید. اگر خودش را بشناسد، هم ضعف ها و محدودیت هایش را و هم توانائی ها و استعدادهایش را و در مسیر شکوفائی استعدادهایش گام بردارد، فطرت خداداد خود را شکوفا کرده است و نقش خود را به عنوان مهره ای از مهره های هستی به درستی انجام داده است. اما اگر بخواهد جایگاهش مانند کسی باشد که از نظر استعدادها و محدودیت ها با او متفاوت است، نه نقش خود را به درستی ایفا می کند و نه نقش او را. خود را ضایع می کند.

متاسفانه در جامعه بشری امروز، که مقایسه و رقابت، به طور مداوم به کشت و کشتار معنوی انسان ها مشغول است و این خلق احسن خدا را به اسفل سافلین می کشاند، هر کسی می خواهد شبیه کسی دیگر (که گمان می کند از او بالاتر است) بشود و نقش خود را فراموش کرده است. به همین دلیل است که این نمایش خلقت، تا این حد ناهنجار شده است و دل همه اهل دل را به درد آورده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور

آگهی استدعا

 

 

جهت انجام یک امر خطیر به چند نفر زن و مرد شجاع! نیاز است.

البته نه آن شجاعتی که در اکثر اذهان متبادر می شود. بلکه منظور از زن و مرد شجاع انسان هایی هستند که خصوصیات زیر را دشته باشند:

هر جا کم کاری یا قصوری از ایشان سر زد، بدون آن که احساس خاصی  به ایشان دست دهد، بتوانند از دیگران عذر خواهی کنند

هر گاه بر اساس تمایلات خود مسیر کاری را منحرف کردند و دیگرانی گریبان ایشان را گرفتند، به جای متوسل شدن به توجیهات غیر صادقانه، حقیقت مطلب را بیان کنند. مثلا بگویند ما می خواستیم از قبل این پروژه سود بیشتری ببریم به همین دلیل کار را به این صورت انجام دادیم.

هر گاه با کسی اختلافی پیدا کردند، برای صلح و آشتی پیش قدم باشند و منتظر طرف مقابل یا یک واسطه نباشند.

مسئوولیت انتخاب های خود را بر عهده بگیرند و همواره به دنبال انداختن توپ در زمین حریف نباشند.

از این که دیگران شکست ایشان را ببینند احساس خاصی پیدا نکنند.

از این که دیگران اشک ایشان را ببیند اجتناب نکنند و نیز به دنبال نشان دادن اشک خود به دیگران نباشند.

کلا از سود و زیان رها باشند.

در صورتی که در بین هفت میلیارد انسان روی کره زمین، صد نفر انسان با خصوصیات فوق سراغ دارید ما را مطلع سازید.

با تشکر و امتنان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور

والله به بار می نشیند ـ والله نتیجه می دهد

بی مقدمه خدمت همه عزیزانی که وقت خود را صرف مطالعه در زمینه عرفان و خود شناسی می کنند عرض می کنم که همواره امید و نشاط خود را حفظ کنید و اطمینان داشته باشید تلاش شما به ثمر خواهد نشست. حتماً نتیجه مطلوب عایدتان خواهد شد. 

هرگز طولانی بودن مسیر شما را به هول و هراس نیندازد. امروز که این سطور را برای شما می نویسم حدود بیست سال از زمانی که دانشجو بودم و در اوقات فراغت با دوستان خود جلسات بحث و تحقیق برپا می کردیم می گذرد.

کتاب معرفت نفس استاد حسن زاده آملی را با هم کار کردیم و پس از آن کتاب معرفت النفس استاد طاهر زاده (که ترجمه خلاصه ای از جلد 8 و 9 اسفار است) و بعد کتاب مقالات استاد محمد شجاعی و در کنار آن کتاب چهل حدیث امام خمینی و آداب الصلات و سر الصلات از ایشان.

از زمانی که دوره اول یا بیسیک بنیان را به سرپرستی دکتر فرشته میرهاشمی گذراندم حدود شش سال و از پیشرفته آن حدود چهار سال می گذرد. امیدوارم خداوند این بانوی بزرگوار و همه همکارانش را مشمول رحمت خاص خود بگرداند. در همان ایام مشغول مطالعه کتاب های دکتر وین دایر شدم و آنها را با همه کتاب های موجود در زمینه خودیاری و خودسازی متفاوت یافتم. پس از بنیان، با دوره دیگری آشنا شدم که مربی آن، سلطان تواضع بود و آنچه را می گفت به یقین دریافته بود. از سال گذشته نیز مطالعه کتب محمد جعفر مصفا را آغاز کردم که به خاطر اهمیت فوق العاده آن، مطلبی جداگانه در همین وبلاگ به او اختصاص داده ام.

اکنون که در سن چهل سالگی به سر می برم خداوند را هزاران بار شاکرم که آنچه را طالب بودم عطایم کرد و الطاف پیدا و پنهان خود را شامل حالم نمود. بیش از بیست سال از زندگی خود را بر سر این سوال گذاشتم که من کیم؟ هنوز هم ادعا نمی کنم که به پاسخ آن رسیده ام اما و هزار اما در این مدت شراب‌هایی نوشیده ام که درستی مسیر را برایم روشن کرده است و باعث شده است هرگز این بیست سال را از دست رفته نپندارم

خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش       بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

اکنون گرچه از لحاظ معیارهای دنیائی، حرفی برای گفتن ندارم اما هیچ گاه آرزو نمی کنم به جای همکاسی هایی باشم که با من شروع کردند و اکنون ثروتشان به شماره در نمی آید. در عوض آرزوی بزرگم این است که لذاتی را که خدوند به من چشاند به آن ها هم بچشاند و چشمی که روزیم کرد روزی آنها هم بکند.

فراموش نمی کنم که روزی با یکی از همکاران مربی از کلاس کامپیوتری که در یکی از روستاها برگزار می شد بر می گشتیم. در جائی از مسیر که تقریبا به ورودی شهر رسیده بودیم آن دوست عزیز پرسید بهترین نعمتی که تا کنون خداوند به تو داده است چیست؟ گفتم: چشمی برای زیبا دیدن جهان.

لابد سخن سهراب را شنیده اید که:

بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

پس ای عزیزی که این کلمات را می خوانی! بدان که تلاش در راه خود شناسی به نتایج بسیار نیکو می‌نشیند. نتایجی که احساس پرسودترین معاملات را به تو می دهد. چه چیز از این بالاتر و ارزشمند تر که وقتی به گذشته خود نگاه می کنی به خاطر وقتی که صرف این مطالعات کرده ای پشیمان نباشی و در عوض بگوئی اگر ده برابر این نیز فرصت داشتم صرف این علم شریف می کردم. چه چیز از این بهتر که حتی وقتی هیچ کس قدر کالای ارزشمند تو را نمی داند، خنکی آن را در قلب خود احساس کنی و در سایه آرامش آن زندگی کنی؟

پس بدان که والله به بار می نشیند ـ والله نتیجه می دهد. امیدوار باش و به این راه ادامه بده

بی نهایت حضرت است این بارگاه       صدر را بگذار. صدر تو ست راه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور