غرقه شدن در یگانگی

عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید // ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آزادی» ثبت شده است

نکته ای در باره حجاب

مطمئنا بسیاری از مردم، بیش از نود درصد ایشان، از این منظر به موضوع حجاب در جامعه ایران نگاه نکرده اند.

پس از انقلاب، در طول این 36 سال، تقریبا همه کسانی که وارد این موضوع شده اند، از این دیدگاه به پوشش بانوان نگریسته اند که از منظر فقهی در این زمینه مکلفیم به گونه ای خاص عمل کنیم و هر آن کس که به شکل دیگری عمل کند، بی حجاب یا بد حجاب است. تقریبا می توان گفت غیر از این دیدگاه، هیچ دیدگاه دیگری عرض اندام نکرده است. البته بر صاحب نظران روشن است که همه کسانی که سنگ احکام فقهی را در این زمینه به سینه می زنند، صرفا دغدغه احکام شرعی را ندارند. بلکه در این موضوع به خصوص، بحث باورهای عرفی و غیرت مردسالارانه در جوامعی مثل ایران، غلبه دارد. اگر کسی بخواهد خود را مورد کنکاش دقیق قرار دهد کافی است با خود فرض کند که از امروز نداشتن حجاب از نظر شرعی مجاز است. آیا حاضر است بدون احساس ناخوشایند روش خود را تغییر دهد یا نه؟ اگر نمی تواند باید بداند که حجاب برای او عادت شده است نه امتثال فرمان الهی.

امروز وارد بحث شرعی حجاب نمی شوم. بلکه نظر شما را به منظری دیگر جلب می کنم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور

ایده آلیست یا کمال گرا، به بدترین وضعیت ممکن می رسد!

این یک موضوع مفصل است. اکنون آن را از یک جنبه مورد اشاره قرار می دهم. به این چند مثال خوب دقت کنید:

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور

در بارهء هسته های خرما!

به دنبال درج مطلب «هستهء خرما را پرت نکن» برخی دوستان در باره تأثیر عملی این دیدگاه سوال پرسیده بودند که به اختصار نکاتی در ادامه می آید.

این توصیه، در همان راستایی است که مقالهء «زندگی پانتوگرافیک» آن را بیان کرده است. آنجا گفتیم که با انجام هر عملی، صرف نظر از نتیجهء بیرونی، یک نتیجهء دورنی نیز حاصل می گردد. یعنی ما، همزمان با ساختن یا خراب کردن دنیای بیرون، در حال ساختن دورن هستیم. در حال ساختن خودمان هستیم. و چیزی که دستاورد واقعی حیات ماست و آن را با خود به سرای باقی می بریم، همین خودمان است که آن را به دست خودمان ساخته ایم. مقالهء «جهنم، تالار آیینه» نیز در پی بیان این مطلب است که ما بعد از مردن مهمان خودمان هستیم.

حال با این مقدمه، باید گفت نتیجهء عملی مقالهء «هستهء خرما را پرت نکن» این نیست که ما مواد زائد را نزد خود نگه داریم. حتی ما را ملزم نمی کند که برای بازیافت یا استفادهء بهینه از این مواد اقدام کنیم. گرچه به لحاظ خیرخواهی جمعی، این کار، سازنده است اما مقاله الزام آن را بیان نمی کند. بلکه خواهان آن است که ما، در لحظهء مواجه شدن با مواد زائد، وضع روحی خود را مد نظر قرار دهیم. آیا ما مثل پادشاهان، چیزی را به دور می افکنیم و شأن خود را منزه از آن می دانیم که آن چیز در نزدیکی ما باشد یا آن که مثل صالحین، آن شیء زاید را بخشی جدا نشدنی از خلقت می دانیم و بدون آن که به خاطر بودن و حضور آن، از خدا و خلقت ناراضی باشیم، آن را به نیکوترین وجه، به سوی مقصد بازیافتش رهسپار می کنیم؟

مهم، وضع روحی ما در آن لحظه است. حضور آگاهانه در آن لحظه. مراقبه. بودن در لحظه حال.

حتی اگر برای روشن کردن سیگار خود کبریت می زنیم، در آن لحظه متوجه باشیم که این چوب کبریت کوچک، اینجا به کار من آمد. در همان لحظه و به قدر و اندازهء خودش از او قدردان باشم. پس از آن که سیگارم را روشن کردم آن چوب کبریت را در نزد خود نگه نمی دارم. اما به دیدهء حقارت هم به آن نگاه نمی کنم.

این مطلب فقط در مورد مواد زائد نیست. یک فرد مراقب، حتی اگر خشمگین باشد هیچگاه درِ اتاق یا خودرو را با غیظ و غضب به هم نمی کوبد. پس از مطالعه، کتاب را بر روی زمین رها نمی کند. اسکناس را به صورت مچاله در جیبش قرار نمی دهد و ...

مهم، نگاه ماست به آن شیء. این نگاه است که مرا می سازد و من تا ابد مهمان نگاه های خود خواهم بود.

البته کسی که واجد چنین نگاهی باشد، عملا در مواجهه با مواد زائد، سازنده ترین راه را پیدا خواهد کرد که نفع آن برای جامعهء بشری بیشتر و ضرر آن کمتر باشد. تاکید می کنم که نفع آن برای «جامعهء بشری» و نه فقط برای من. چرا که اگر «نفع من» مطرح شد باز پای منفعت طلبی در میان می آید و تقسیم جهان به جزیره ها و ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور

هسته خرما را پرت نکن!

پس آن که خرما را خوردی، با هستهء آن چه می کنی؟ پس از خوردن هندوانه یا پرتقال یا امثال آن، با پوسته و هستهء آن چه می کنی؟ پس از مصرف کردن غذا درون ظروف یکبار مصرف، با ظرف خالی چه می کنی؟ با لاستیک فرسوده خوردو؟ با پاکت و کارتن مصرف شده؟

چرا این سوال را می پرسم؟ آیا می خواهم وارد یک بحث زیست محیطی شوم؟ نه. گرچه این بحث جنبه زیست محیطی هم دارد ولی بنده فعلا به جنبه توحیدی آن توجه دارم.

در روایتی از امام صادق (ع) یکی از مصادیق اسراف، پرت کردن هسته های خرما عنوان شده است. از سال ها پیش گمان می کردم در این موضوع جنبه اقتصادی مد نظر بوده است. اما اکنون بر این باور هستم که اگر حتی در جائی زندگی می کنیم که هسته خرما، هیچ جنبهء اقتصادی مفیدی ندارد، باز هم نباید با آن بی احترامی کرده آن را به دور افکنیم.

به همین ترتیب در مورد سایر مواردی که مثال زدم و شما نیز می توانید مثال بزنید. به طور کلی با آشغال و زباله، بی حرمتی نکنیم و آن را ناچیز به حساب نیاوریم. چرا؟ برای دانستن چرای مطلب، به ادامه مطلب توجه کنید:◄◄

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور

بار سنگین آزادی

 

حافظ (علیه الرحمه) گفت: الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ـ که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

شبیه به همین تعبیر را برای آزادی نیز می توان به کار برد. آزادی نام زیبایی دارد و در نگاه اول همه طالب آن می شوند اما وقتی به متن آن وارد می شوند می بینند که آزادی بار بسیار سنگینی است. از این رو به صورت پنهانی و خیلی محترمانه! از آن چشم پوشی می کنند و آن را زمین می نهند تا نفس راحتی بکشند.

سرّ این مطلب آن است که آدمیان مایلند مسئولیت خود را بر دوش کس دیگری بیندازند و از مواجهه مستقیم با طوفان حوادث و بلایا بپرهیزند. شخص با زبان بی زبانی می گوید: من حاضر به جانبازی هم هستم اما از من نخواه که مسئولیت انتخابهایم را بر دوش گیرم.

به عبارت دیگر، حاضرم بمیرم ولی مسئول نباشم. و آزادی یعنی پذیرش مسئولیت! از این روست که آدمیان از آزادی گریزانند.

کتاب «گریز از آزادی» نوشته اریک فروم را مطالعه کنید. در این کتاب اریک فروم نشان می دهد که چگونه ملت آلمان، این چنین گوش به فرمان هیتلر شد و حاضر شد به قیمت جنگ و تبعات آن، از ریز بار آزادی شانه خالی کند!

آزادی یعنی پذیرش مسئولیت انتخاب ها.

آزادی یعنی خود را در یک فضای بی انتها معلق دیدن.

آزادی یعنی آمادگی یکسان داشتن برای پیروزی و شکست.

آزادی یعنی در بند خود و خویشتن نبودن و یکسان دانستن سعادت خود و دیگران.

آزادی یعنی آزادی را برای خود و دیگران یکسان خواستن.

آزادی یعنی از میان برخواستن تمام حد و مرز هایی که انسان ها را از یکدیگر جدا می کند.

آزادی یعنی رها شدن از همه انواع رقابت ها و پیش رفتن با انگیزه عشق بی قید و شرط.

آزادی یعنی مطرح نبودن فرد و هر آنچه تعیّن ایجاد می کند.

آزادی یعنی داشتن آمادگی برای هر پیشامدی. حتی تنگدستی، عذاب، مرگ و حتی بی آبروئی.

حال برادر و خواهر عزیز من که این مطلب را می خوانی! انصاف بده کدامیک از ما حاضریم با پرداختن بهائی چنین سنگین، آزادی را به دست آوریم؟

از این روست که می گوییم آزادی کالای رایج بهشت است.

از آنجا که ما اکنون در حال عبور از متن جهنم هستیم و هر کدام از ما در اداره این جهنم نقشی داریم، هر آنچه را که از بهشت وارد شود، به انواع فریب ها رد می کنیم تا بلکه این آتشی که افروخته ایم سرد نشود. انداختن مسئولیت خود بر دوش دیگران و دیگران را مقصر کردن، کالای رایج جهنم است. از همین روست که ما از آزادی واقعی گریزانیم.

کتاب «کمدی الهی» دانته به من کمک کرد این آیه قرآن را بهتر درک کنم که در سوره مریم می گوید: هیچ کدام از شما نیست مگر آن که وارد جهنم می شود. این، قضای حتمی الهی است که برخدا فرض است.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
کامران کمیلی پور